تبليغاتX
انزوا - تا آزادی سورنا هاشمی و دیگر دانشجویان در بند زنجان
انزوا را بر بسیاری از مصاحبت‌ها ترجیح می‌دهم

 ۱- جنون عریان مردی که  زندگی‌اش را بر سر راهی نهاد‌ه‌است

تا نیمه‌شبی دخترکی معصوم را به خود کشد

ویران می‌کند

آن سو دخترک از ترس مویه‌ای کشد

ترس زبان‌اش را به کام فرو برد

و آن‌گاه دخترک

بهت‌زده و بهتان‌خورده

به معصومیت از دست رفته‌اش می‌نگرد

و مرد مغرور

بر سر راه، معصومان را پاس می‌دارد

یک هفته از بازداشت غیرقانونی دوست عزیز و شریفم سورنا هاشمی می‌گذرد و من هنوز هم باور نمی‌کنم. نه زندان رفتن سورنا را باور می‌کنم و نه دلیل آن را. مگر می‌شود انسانی را به خاطر افشاگری، آن هم افشاگری غیراخلاقی‌ترین و دون شأن‌ترین اعمال به زندان افکند؟ هر طوری هم که پاسداران فاسد‌الاخلاق بخواهند، قضیه را لاپوشانی کنند، باز هم گندش بالا می‌زند.

راست‌اش تا حدی شوکه شده‌ام. به نظر می‌آید سرداران شمشیر از رو بسته‌اند. اعدام می‌کنند، فساد فی‌الارض می‌کنند، به حقوق شهروندان تجاوز می‌کنند و بعد هم عربده‌کشان دنبال نفس‌کش می‌گردند. مسئول طرح امنیت اجتماعی را با چند زن برهنه می‌گیرند و آن گاه سخنگوی قوه قضاییه مدعی می‌شود که حساب مسئولان از دیگران جداست. آقا تبرئه می‌شود. آقای دیگری در روز روشن قصد تجاوز به دختری دانشجو و آن هم در مکان فرهنگی دانشگاه را دارد و بعد وزیر علوم مدعی است که افشای گناه از خود گناه بدتر است. از کی تا به حال آقا متشرع شده‌است؟ پس منکرات‌چیان که با ماشین‌های گشت‌شان چراغ دست گرفته‌اند و قرمطی می‌جویند به چه شغلی مشغولند؟ آن‌جا اسلام در خطر است و امنیت اجتماعی به خطر می‌افتد، اما وقتی آقایانی که تا کنون بوق اخلاق بوده‌اند این چنین عریان به پاک‌ترین فرزندان این ملت تجاوز می‌کنند، نباید افشاگری کرد.

بازداشت سورنا هاشمی، بهرام واحدی، پیام شکیبا، حسن جنیدی و آرش راییجی برخلاف قول مسئولان دانشگاه زنجان و ریاست این دانشگاه مبنی بر عدم برخورد قضایی و انضباطی با متحصنین، دهن‌کجی و توهین مسئولان نظام به کیان دانشگاه و حرمت و اعتبار علمی و اخلاقی آن است. دوستم سورنا هاشمی و دیگر هم‌کلاسیان‌اش جز افشای ددمنشی و کژ اخلاقی مسئولی فاسد کاری نکرده‌اند و از این رو شایسته تقدیر اند و نه زندان.

۲- پلی‌تکنیکی‌ها پس از ۱۵ ماه، بازداشت غیرانسانی آزاد شدند تا کمی درد و خستگی یک ساله همه فعالان دانشجویی را تسکین دهند. این آزادی را به همه شادباش می‌گویم.

۳- سابقاً و روز پس از بازداشت عباس حکیم‌زاده و علی صابری بود که پیشنهاد دادم که نام وبلاگ‌هایمان را به " تا آزادی پلی‌تکنیکی‌ها" تغییر دهیم. این پیشنهاد ابتدا از سوی دوستان خوب لیبرالم و پس از آن از سوی برخی دیگر از وبلاگ‌نویسان استقبال شد. پس از مدتی همه به جز چند نفری از جمله دوست خوبم امیرحسین اعتمادی که وبلاگ‌اش را با عنوان" تا آزادی پلی‌تکنیکی‌های در بند" به روز می‌کرد، اسم وبلاگ‌هایشان را به همان حالت قبل در آوردند. به نظرم کاری که آن زمان کردیم، شایسته بود. بر آن بودم تا با آزادی پلی‌تکنیکی‌ها اسم وبلاگم به همان اسم قبلی برگردد که گویا دست روزگار در حکومت جور نمی‌گذارد. بازداشت دوست عزیزم سورنا هاشمی که نماد شجاعت و اخلاق‌مداری یک شهروند است، نمی‌گذارد. در نبودش روح آدم آزرده می‌شود. مگر می‌شود انسانی با آن همه درستی و با آن خنده همیشه بر لب را به بند کشید؟ باری، تا آزادی‌‌اش نام این وبلاگ به " تا آزادی سورنا هاشمی" تغییر می‌یابد. به دیگر دوستانم هم پیشنهاد می‌کنم در اعتراض به این نارواهای اخلاقی و غیرقانونی که این چنین بر دانشگاه روا رفته‌است، عنوان وبلاگ‌هایشان را به عنوان‌های این‌چنین مانند " تا آزادی سورنا هاشمی" یا " تا آزادی دانشجویان در بند زنجان" و... که نشانگر اعتراض به تغییر روند پرونده رسوایی اخلاقی مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان است، تغییر دهند. امیدوارم از این پیشنهاد، مانند قبل استقبال شود. که اگر بازداشت پلی‌تکنیکی‌ها فریاد اعتراض را از دانشگاه‌ها و جنبش نیمه‌جان اما هنوز زنده دانشجویی گرفت، اینک بازداشت سورنا هاشمی و هم‌کلاسیان‌اش، حرمت دانشگاه را زیر سؤال می‌برد و خدشه‌دار می‌کند و امنیت بیش از نیمی از جمعیت دانشگاه را همواره با علامت سؤال بزرگی مواجه می‌کند که این بار بر عکس تبلیغات سوء نظام، نه از محیط که از پاسداران محیط برایشان مطرح می‌شود.

۴- این نوشته دوست خوبم رشیداسماعیلی و این نوشته از عسل اخوان را نیز در این مورد بخوانید.

+ نوشته شده در  بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:31  توسط مهرداد بزرگ  |