تبليغاتX
انزوا -

انزوا

دیگران جهنم‌اند

1- الآن که می‌نویسم ساعت 9 شب روز 21 بهمن ماه است و یک عده لات بی‌سروپا ریخته‌اند وسط خیابان و فریاد الله اکبر سر می‌دهند. دوست دارم بروم بر سر تک تک این عوضی‌ها فریاد بکشم که پدرسوخته‌ها مگر شلنگ نفت در خانه‌تان می‌آید که نعره می‌کشید. اما ترس، ترس و ترس است که نمی‌گذارد از جایم تکان بخورم. هی آدرس جی‌میل و فیس‌بوک را تایپ کنم و بعد از 10 دقیقه انتظار می‌بینم نه مثل اینکه واقعاً خبری نیست. گو اینکه این سایت‌ها از اول هم در دسترس ما نبوده‌اند و ما صرفاً در توهم زندگی می‌کرده‌ایم.

خلاصه اینکه خیلی کلافه‌ام و دست و دلم به هیچ کاری نمی‌رود. از دیشب، بعد از آن اپرای مزخرف چینی، دو تا فیلم دیده‌ام و الآن در صرافت دیدن سومی هستم، البته اگر نعره این هرزه‌ها بگذارد. 

عجیب مردمانی هستیم ما. تحلیل رفتار ایرانیان هم از آن دست مسائل np complete‌ است که راه حلی ندارد. تا گلو در گه غلت می‌زنند و بعد مناسبتی اگر باشد، به سان کثافت‌ترین هرزه‌ها، گاله‌ها را باز می‌کنند و نعره می‌کنند.

2- از حال و هوای این روزها به معنای واقعی کلمه هراس دارم. گو اینکه هوا آبستن باریدن است و من به شدت نگرانم. 

3- مقاله‌ای در مورد ارزش افزوده اس‌ام‌اس در دست دارم که هیچ کاری برایش نکرده‌ام و تا فردا باید همه کارش تمام شود. این یکی دیگر واقعاً نوبر است. من خودم به شدت از این اس‌ام‌اس‌های تبلیغاتی بیزارم، حالا متن نوشتن و ارسال کردن این اس‌ام‌اس‌ها در شرکت بماند، باید مقاله در دفاع‌اش هم بدهم. تهوع‌آور است.

4- لعنت بر هر چی کمونیست پدرسوخته که این روزها از اسد دفاع می‌کند. این موجودات رسماً از خون آدم‌ها ارتزاق می‌کنند. باید به ضحاک دست‌مریزاد گفت. این‌ها روی ضحاک را سفید کرده‌اند. به نظرم اکنون باید در پاسخ همه سبک‌مغزانی که از خشونت سرمایه‌داری و مدرنیسم شاکی هستند و مدام دهان به هرزه‌گویی می‌گشایند، آن‌ها را به این جرثومه‌های خون‌آشام در چین و روسیه اشارت داد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 21:22  توسط مهرداد بزرگ  |