تبليغاتX
انزوا
انزوا را بر بسیاری از مصاحبت‌ها ترجیح می‌دهم

۱- خسرو شکیبایی با آن همه تصاویر ماندگار درگذشت. زود بود. برهوت سینمای ایران بدون او چیزی کم دارد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی، مرگ‌اش را به چیزی نگرفت... دریغ و درد!

۲- بازداشت‌های اخیر دانشجویان در تهران، مشهد و تبریز بار دیگر سبب شد تا ۱۸ تیری نام‌اش بر تارک آنچه مبارزات دانشجویی خوانده می‌شود، بماند. درام فعالیت‌های دانشجویی دیگر دارد به سوگی عادی و روتین تبدیل می‌شود. هیچ شوری نیست، جز مرثیه‌سرایی‌های از سر عادت و عو عو سگانی که قداست ارباب را پاس می‌دارند.

آن‌ها نیازی به حمله ندارند، همین که دندان خود را نشان دهند کافی است. بارها نشان داده‌اند که اگر بخواهند هر کاری می‌توانند بکنند و اما هنوز در بر همان پاشنه می‌گردد. همین عادی شدن و روتین شدن این رویه‌ است که عذاب‌آور است.

۳- لایحه دفاع از خانواده، با آن‌ همه تبعیض بدوی و بر خورنده، بدون هیچ مخالفت جدی‌ای تصویب شد. این لایحه از چه اخلاقی دفاع می‌کند و حقوق چه کسانی را استیفا می‌کند؟ یا چه چرخی را در مملکت به گردش در می‌آورد؟

۴- امنیت روانی! مضحک است. به نظر می‌رسد با این روند و آن‌چه توسط گشت ارشاد اجرا می‌شود، کم‌کم به سیاه‌چاله‌هایی در خود تبدیل شویم.

۵- پرونده هسته‌ای ایران به جاهای جالبی رسیده‌است. به نظر می‌رسد داریم به پیچ تند نزدیک می‌شویم.

۶- هنوز هم ذهنم مشوش است و این تشویش رمقم را گرفته‌است. تنها سعی می‌کنم با رمان و نوشته‌های آبکی و خضعبلات وقت بگذرانم.

۷- در دفاع از کمپین یک میلیون امضا:

http://15mordad.blogfa.com/

خوب است اگر این وبلاگ باقی بماند و هر سال با هدفی در راستای حقوق بشر اقدام کند. سال گذشته این طرح در هم‌بستگی با دانشجویان در بند اتفاق افتاد و امسال کمپین. سنت خوبی می‌شود.

+ نوشته شده در  سی و یکم تیر 1387ساعت 21:55  توسط مهرداد بزرگ  |